دست نوشته های بچه مثبت/مهرداد

مذهبی + مهدوی + ولایی

دست نوشته های بچه مثبت/مهرداد

مذهبی + مهدوی + ولایی

دست نوشته های بچه مثبت/مهرداد

تمامی تلاش ها در این وبلاگ ؛ جلب رضایت امام حاضر و ناظرمان مهدی عج است ؛ امید است با عنایت ایشان موفق باشیم ...

آخرین مطالب

به نام خدای مهدی (عج)


افسران - ماجرای نجات همرزمان شهید ابراهیم هادی در فتنه 88 توسط خود شهید هادی

ماجرای نجات همرزمان شهید ابراهیم هادی در فتنه 88 توسط خود شهید هادی
خانم رسولی امدادگر و همرزم شهید: بارها در جبهه شهید ابراهیم هادی را میدیدیم که با خلوص نیت کار میکردند . نوای ملکوتی شان را هم شنیده بودم که وقتی مشغول دعا میشد ؛ حال و هوای همه تغییر میکرد.
بسیجی ها هم عاشق ابراهیم بودند و همیشه اطراف او پر از نیروهای رزمنده بود.
سالها بعد در تهران از خیابان 17 شهریور رد میشدم که تصویر ایشان را روی دیوار دیدم ؛ از آن پس هر جمعه شب به نیت ایشان و دیگر شهدا دو رکعت نماز میخواندم.
تا اینکه در سال 1388 و در ماجرای فتنه ؛ یک شب در عالم رویا خواب عجیبی دیدم.
آقا ابراهیم با چهره ای بسیار نورانی و زیبا ؛ روی یک تپه سر سبز ایستاده و پشت سرش هم درختانی زیبایی وجود داشت.
بعد متوجه شدم دو نفر از دوستان ایشان که آنها را هم میشناختم در پایین تپه
مشغول دست و پا زدن در یک باتلاق هستند.
آنها تلاش میکردند جائی بروند ولی هر چه تلاش میکردند بیشتر در باتلاق فرو میرفتند.
ابراهیم رو به انها کرد و فریاد زد و این آیه را خواند (این تذهبون) (به کجا میروید؟
اما انها اعتنایی نکردند.
روز بعد به این فکر میکردم که این خواب چه تعبیری داشت؟
از طریق همسرم به یکی از بسیجیان آن سالها زنگ زدیم و وضعیت آن دو دوست ابراهیم را  پرسیدیم.
خلاصه بعد از تحقیق فهمیدیم که ان دو نفر با همه سابقه جبهه و مجاهدت از حامیان سران فتنه
شده و در مقابل رهبر انقلاب موضع گیری دارند.
هر چند خواب حجت شرعی نیست ولی وظیفه دانستم و با انها تماس گرفته و ماجرای خواب را تعریف کردم.
خدا را شکر ؛ همی رویا اثر بخش بود و ابراهیم بار دیگر ؛ هادی دوستانش شد.

منبع: کتاب سلام بر ابراهیم صفحه 234 و 233

#شهید_ابراهیم_هادی #شهادت #اخلاص #ماجرا #فتنه_88 #جنبش_سبز_لجنی  #نجات #همرزمان #شهید  #متن #عکس_نوشته #محتوا  #رویا_صادقه #خواب_دیدن #عکس_شهید  #سلام_بر #ابراهیم ##حوادث #سال88 #داعش_ایرانی #خاطرات_شهدا #بازدارنده #بسیجی #تفکر #کتاب #برگفته #سایت_افسران

بازنشر:
http://www.afsaran.ir/Link/1316667
http://www.afsaran.ir/link/1054204
http://mehrdadz.blog.ir/post/107
http://sangariha.com/view/post:6769519/1440280439
http://hadinet.ir/view/post:8314847






خانم رسولی (امدادگر): در جبهه کارهای مخلصانه و نوای ملکوتی شهید ابراهیم هادی را دیده بودم؛ همیشه اطراف او پر از نیروهای رزمنده بود.سالها بعد از شهادتشان تصویرشان را روی دیوار خیابانی دیدم،از آن پس هر جمعه شب به نیت ایشان وشهدا 2رکعت نماز میخواندم.تا اینکه در سال 88 و در ماجرای فتنه ؛ شبی در عالم رویا خوابی عجیب دیدم.
آقا ابراهیم با چهره ای بسیار نورانی روی یک تپه سر سبز ایستاده بود.ولی 2نفر از دوستان ایشان که میشناختم در پایین تپه مشغول دست و پا زدن در یک باتلاق بودند.آنها تلاش میکردند جائی بروند ولی هر چه تلاش میکردند بیشتر در باتلاق فرو میرفتند.
ابراهیم رو به آنها فریاد زد و آیه این تذهبون (به کجا میروید) را خواند؟اما آنها اعتنایی نکردند.روز بعد به این فکر میکردم که این خواب چه تعبیری داشت؟از طریق همسرم تحقیق کرده فهمیدیم که آن دو با آن سابقه جبهه از حامیان سران فتنه
شده و علیه رهبر موضع داشتند.هر چند خواب حجت شرعی نیست ولی وظیفه دانستم و با آنها تماس گرفته و ماجرای خواب را تعریف کردم.خدا را شکر ؛ همین رویا اثر بخش بود و ابراهیم بار دیگر ؛ هادی دوستانش شد.

منبع: کتاب سلام بر ابراهیم صفحه 234 و 233












نظرات  (۱)

ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
پاسخ:
سلام ؛ سلامت باشید ؛ یا علی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی