دست نوشته های بچه مثبت/مهرداد

مذهبی + مهدوی + ولایی

دست نوشته های بچه مثبت/مهرداد

مذهبی + مهدوی + ولایی

دست نوشته های بچه مثبت/مهرداد

تمامی تلاش ها در این وبلاگ ؛ جلب رضایت امام حاضر و ناظرمان مهدی عج است ؛ امید است با عنایت ایشان موفق باشیم ...

آخرین مطالب

به نام خدای مهدی عج





ان شاالله این مسیری که محمد حسین رفت پر رهرو باشه

خون شهید زاینده است ...

محمد حسین تو خونه دست میگذاشت رو سینه اش و برا حضرت آقا و میگفت جانم فدای آقا

بچم رو دیدید به چه صورت در آمده بود ، بچم صورتش سوراخ سوراخ شده بود ؛
من بعضی وقت ها که سر سجاده زیارت عاشورا میخواندم به امام حسین میگفتم من دوست داشتم کاش در عاشورا بودم و مانند آن کسی که جلو تیر ها می ایستاد باشم ، تا هر تیری می آمد با سر و صورت آنها را میگرفتم ، گفتم  محمد حسین جان من ادعا کردم ولی تو اقدام کردی !
بچه من با صورتش تمام تیر ها رو گرفته بود ،
یه عمر من روضه اربا اربا رو شنیده بودم ولی امروز به چشم دیدم پسر من هم اربا اربا شده بود. اینها هر کدوم با هر چی که داشتند هر توانی داشتند محمد حسین رو زده بودند!

محمد حسین خودشو خرج کرد ؛ ما هم خودمونو خرج آقا مون میکنیم چه ارزشی داره جون ناقابلمون در مقابل آقامون ؛ محمد حسین های دیگه هم هستند خالصانه خودشونو خرج خواهند کرد برای آقا شون

وقتی دستم رو بردم بالا ، دستم آغشته به خون محمد حسین بود گفتم یا امام حسین هر وقت دستم را بالا بردم خالی بود ولی امروز با خون صورت پسرم که در دستمه میگم یا حسین ، من هیچ نبودم امروز پسرم به من عزت داد تا با خون پسرم بگویم یا حسین ، خیلی ازش ممنونم ، قربان قدم هایت که در این مسیر گام برداشتی ؛ الحمد الله که شهید ولایت شدی

پسر 22 ساله ام میگفت خدا کنه تا لحظه آخر این اعتقادامت مون رو تثبیت کنیم و حفظ کنیم بریم
امروز که جنازه اش را دیدم گفتم قربانت برم هر چی رو هم که نگفتی ثابت کردی.
با همه سوراخ سوراخ های صورتش من همان زیبایی و نور را در چهره اش میدیدم.

میگن با ماشین از روش رد شدن ؛ اگر نعل تازه زدن برای پسر فاطمه ، با ماشین از رو پسر من رد شدن ، رفتن و باز برگشتن از روش رد شدن!

این بی مروت ها نگفتن این پسر جوونه مادر داره ، مادرش میخواد ببینتش ، با چه رو و وضعیتی بینتش!

اقایان مسئول
پسر من تو سوریه سوراخ یوراخ نشده
پسر من تو شهرستان سوراخ یوراخ نشده
پسر من تو حاشیه تهران سوراخ سوراخ نشده
پسر من تو قلب تهران ، خیابان پاسدارن سوراخ سوراخ شده

چرا نیرو نداشتیم؟
چرا؟ وقتی رهبرش، آقاش گفته آتش به اختیار...
پسر من اومد بهم گفت میدونی چه وقت آتش به اختیار رو میگن؟
گفتم بگو عزیزم ، زمانی که بین فرمانده و سرباز فاصله بیافته ، فرمانده آتش به اختیار میده
سرباز هر جا احساس دفاع از ولایت کرد باید بره

بچه من با دست خالی رفته که اینطور سوراخ سوراخ شده!
چرا نیروی انتظامی اجازه دخالت با سلاح نداشته؟
میگن مقام بالا دستور داده که اینطور عمل کنند ، من میخوام بدونم این مسئولی که این شرایط رو میدیده چرا اینطور دستور داده ،
بحث یک روز دو روز نیست ، مدتهاست که وضع اینطوری هست ...
اقایان مسئول شما کجا بودید؟
این مملکت آتش به اختیار فراوان داره ؛ آقای مسئول اگر نمیتوانید اینها را جمع کنید به ما زنان میگفتید خودمان می آمدیم جمعش میکردیم ...



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۰۷
مهرداد بچه مثبت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی