دست نوشته های بچه مثبت/مهرداد

مذهبی + مهدوی + ولایی

دست نوشته های بچه مثبت/مهرداد

مذهبی + مهدوی + ولایی

دست نوشته های بچه مثبت/مهرداد

تمامی تلاش ها در این وبلاگ ؛ جلب رضایت امام حاضر و ناظرمان مهدی عج است ؛ امید است با عنایت ایشان موفق باشیم ...

آخرین مطالب

به نام خدای مهدی (عج)


شهید ابراهیم هادی پایش را روی میدان مین میکشید تا معبر باز کند ...





تاریکی های صبح 2فروردین سال1361 بود و ما عملیات فتح المبین را پیش میبردیم ...
 سخت ترین قسمت عملیات به گردان تیپ المهدی (عج) واگذار شده بود.
 گردان ما حرکت کرد ... لحظه ای از ابراهیم جدا نمیشدم ...
به جایی رسیدیم که بچه های گردان در دشت نشسته بودند؛ ابراهیم پرسید اینجا چه میکنید ؟
شما باید به خط دشمن بزنید ...
گفتند دستور فرمانده است ؛ به فرمانده رسید و گفت چرا بچه ها را اینجا نگه داشتی؟ الان هوا روشن میشه  ؛ این جا جان پناه و خاکریز نداره بچه ها در تیر رس هستند ...
 فرمانده گفت: جلو ما میدان مین است ؛ اما تخریبچی نداریم ... با قرارگاه تماس گرفتیم ؛ تخریبچی در راه است ؛ ابراهیم گفت نمیشود صبر کرد بعد رو به بچه ها گفت : چند نفر داوطلب از جان گذشته با من بیان تا راه رو باز کنیم!
چند نفر به دنبال او دویدند ...
هاج و واج ابراهیم را نگاه میکردم نفسم در سینه حبس شده بود ؛ من در کنار بچه های گردان بودم و او در میدان مین!
ابراهیم وارد میدان مین شد ؛ پایش را روی زمین میکشید و جلو میرفت ؛ بقیه هم همینطور!
هر لحظه منتظر صدای انفجار و شهادت ابراهیم بودم ؛ زمان به سختی میگذشت ؛ ... آنها به انتهای مسیر رسیدند .. شکر خدا در این مسیر مینی کار نشده بود ... به حمد الله  آن شب پس از عبور از میدان مین ؛ به سنگر های دشمن حمله کرده و مواضع دشمن را نیز تصرف کردیم ...
منبع: کتاب سلام بر ابراهیم صفحه152 و 153

صوت شهید:
http://sangariha.com/getfile/tmpid:7i5w2mej3v/Azan-Ebrahim-Hadi.mp3
http://sangariha.com/getfile/pid:public_6745661/Madahi-Ebrahim-Hadi.mp3

بازنشر:
http://www.afsaran.ir/link/1004837
http://mehrdadz.blog.ir/post/80
http://www.cloob.com/u/bachemosbatm/119868313
http://razesorkh.com/view/post:5211452
http://sangariha.com/view/post:6748742/1436911905/
http://hadinet.ir/view/post:8307991

#شهید_ابراهیم_هادی
#عکس_نوشته_درباره
#عبور_از_میدان_مین_
#رشادت_شهادت_شجاعت_رزمنده
#عملیات_فتح_المبین_سال_61_فروردین


مقابلمان میدان مین بود و گردان در دشتی اسیر شده بود که هیچ سنگری برای پناه نداشت ؛ از قرارگاه درخواست تخریبچی داده بودند ولی ابراهیم هادی گفت نمیشود صبر کرد ؛ابراهیم رو به بچه ها گفت : چند نفر داوطلب از جان گذشته با من بیان تا راه رو باز کنیم! چند نفر به دنبال او دویدند ... ابراهیم وارد میدان مین شد ؛ پایش را روی زمین میکشید و جلو میرفت ؛ بقیه هم همینطور!
با نگرانی؛شجاعت ابراهیم را دنبال میکردم؛ هر لحظه منتظر انفجار و شهادت ابراهیم بودم ولی آنها به پایان مسیر رسیدند ؛ خوشبختانه مین در مسیرشان نبود ؛ در ادامه به سنگر عراقی ها حمله کرده و مواضع شان را تصرف کردیم.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی